پا توی کفش وکیل جماعت ( طنز)
پا توی کفش وکیل جماعت ( طنز)
نوشته محمد مهدی حسنی
سردبیر محترم، رو به فدوی کرده و با زبان شیرین خود فرمودند: «یک سوزن به خود بزن، یک جوال دوز به دیگران»؛ چون در شماره پیشین در پوستین قاضیان افتاده ای، اگر نوبتی هم باشد، نوبت وکلاست و حقیر را تکلیف به این کار کردند. با زبان الکن خود عرض کردم تصدقت روم! خوشبختانه یا بدبختانه، نه در ادبیات رسمی گذشته و نه فرهنگ عامیانه مطلبی بدردخور نداریم؛ تقصیر این حلواجوزی چیست؟ اما ایشان پایشان را توی یک کفش کرده که شهرام بهرام نداریم.
بعد دیدیم خداوکیلی دست به دنبک هر کی بزنی صدا می دهد ، پس ادب را در اطاعت دانسته. بسم الله کرده و در مرقومه حاضر، جُون دادیم تا برخی افعال و سکنات ناپسند و ناجور معدود از همکاران را جوری دست آویز کرده و به مدد امثال سایر نقد کنیم.
هرچند خوانندگان التفات دارند که: «در مثل مناقشه نیست
تازه فهمیدم خدایم این خداست این خدای مهربان و آشناست با عنایت حق تعالی و زحمات پدر و مادرم خصوصا" مادرم که در نبود پدر، برایم هم مادر بود و هم پدر و بهره گیری از اساتیدی معزز و اندیشمندمانندمرحوم دکتر شهیدی ،مرحوم دکتر فخار،دکتر نوربها ،دکتر میر محمد صادقی،دکتر محمد هاشمی ،دکتر افتخار جهرمی و ...توانستم از دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی فارغ از تحصیل شوم .از تمامی مراجعان محترم تقاضا دارم با انتقادات و پیشنهادات سازنده مرا در این راه راهنمایی نمایند.